خوابي كه با سرعت خيلي زيادي تعبير شد
دوستان واسه اين رمز گذاشتم تا فقط رمزشو به دوستان و افرادي كه لينك شدن بدم و ببينم مطالبم چقدر طرفدار داره
چيز خاصي نيست
يكي از عجايب خلقته
يعني خودم
هركي رمز خواست به من مراجعه كنه
يه شب خواب مي ديدم كه برام خواستگار اومده 
اوه اوه چه شبي بود اون شب 
مادر داماد هي منو ماچ مي كرد 
همه جا شلوغ پلوغ
اون وسط يه بچه كوچولو بود بهم مي گفت زن دايي
منم هاج و واج
صبح شد
چشمامو كه باز كردم ديدم بعععععله همه چي خواب بوده 
هنوز توي رختخواب بودم كه ناگهان خواهرم در اتاقو باز كرد
گفت: ندا پاشو خواستگار واست پيدا شده
منم بسيار شگفت زده شدم از اين امر
يعني فكم افتاد
ولي متاسفانه وصلت سر نگرفت چون بچه ام
و بايد درس بخونم
تازه يه شب خواب ميديدم كه معلم زيست من و دوستمو بلند كرد و شروع كرد به سوال پرسيدن
يك سوال ازم پرسيد كه من بلد نبودم
فرداش همون معلم من و همون دوستم را بلند كرد و دقيقا همون سوال رو پرسيد
ولي اينبار جواب دادم 
| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |


ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید