
تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم!
وقتی میفهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد ... چیزی شبیه غرور!
بابا لنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم ......
بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند ... نمیگذارم ... نمیخواهم ...!
بابا لنگ درازِ من همین که هستی دوستت دارم ... حتی سایه ات را که هرگز به آن نمیرسم
نوشته شده در چهارشنبه 31 خرداد 1391| ساعت
18:57| توسط nedaieshabnam|
ارسال نظر(0)
آخرين مطالب
| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |


ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید