مي نشينم پاي ديوار سكوت
تا شوم مدفون در اوار سكوت
مي خراشد پاي احساس مرا
نيش زهرالود خار سكوت

دل منتظر و چشم به راه است بيا
روز من و دل هر دو سياه است بيا
ديدار شكستگان و وصل ياران
در مذهب تو گرچه گناه است بيا

تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

خداوند در جهاني كه در ان به سر برده و در همه جا و در درون توست......

اي نسيم سحر ارامگه يار كجاست؟
منزل ان مه عاشق كش عيار كجاست؟

وقتي نسيم صبحگاهان - مست -
گل هاي باغ گيسوانت را
افشاند و
پرپر كرد و
پرپر كرد و
پرپر كرد
بر روي پيشاني.
من نيز در ائينه چشم تو مي ديدم
پرواز روحم را
در افاق پريشاني . . .

| قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت |


ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید